العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

170

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

باء اول زياديست و ممكن است يحسبك فعل مضارع باشد ، فيروزآبادى گويد كلمه قد بدون تشديد هم حرفيّه است و هم اسميّه و در هر دو صورت اسم فعل است به معناى ليكفى ، يعنى بس مىكند ميگويند قدنى درهم يعنى يكدرهم مرا بس است و قد زيدا درهم يعنى زيد را يكدرهم بس است و ممكن است اسم باشد بمعنى حسب و بيشتر اوقات مبنى است و گاهى است معرب مىشود و اعراب او رفع است ، و گويد صدع بمعنى شقّ و شكافتن است و آيه قرآن كه ميفرمايد فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ يعنى اجتماعات آنها را بنداى توحيد بشكاف ، يا اينكه قرآن را با صداى بلند بخوان و حق را آشكار كن يا اينكه حكم كن به حق و كار را يكسره كن ، يا توجه كن به آنچه دستور ميگيرى يا با فرامين و دستورات خداوند حق را از باطل جدا كن و گويد ارعنى و راعنى سمعك ، يعنى سخنم را گوش كن ، و جوهرى گويد ارعيته سمعى ، يعنى به آن گوش دادم ، من كانت له حصافه ، يعنى هر كس عقل محكم و حفظ سخن دارد در قاموس گويد حصف بر وزن كرم ، يعنى خردش نيرومند شد ، و احصف الامر ، يعنى كار را محكم كرد و نفلا يعنى زائد بر آنچه از فضائل و مكارم كه به من داده‌اند ، در نهايه گويد نفل به سكون فاء و گاهى با حركت آن بمعنى زياده است ، و للمستحفظين ، به صيغه اسم مفعول يعنى پيشوايانى كه حفظ و نگهدارى دين و دانش را از آنها خواسته‌اند چنانچه خداوند ميفرمايد بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ ، يعنى به آنچه كه از كتاب خداوند نگهداريش از آنها خواسته شده و در قاموس گويد جمله قصيره من طويله يعنى يك خرما از درخت خرما مثل است براى مختصر كردن كلام ، و در مجالس مفيد و امالى طوسى بجاى السيّد ابن محمّد في كلمه له ، السيّد الحميرى رحمه اللَّه فيما تضمنه هذا الخبر نوشته شده است . جذلا ، بكسر ذال يعنى سرور و خوشحالى و بفتح ذال مصدر است ، و كم